یادی از گذشته ها .... ملکور

دیشب 

خاطره هات رو مرور می کردم

دیشب

هزارمین شبی بود که

دوباره دلتنگت شدم  

 

 

 

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
انسان

[دست]عالیییییییییییییییییییی[رویا]

tina

Slm Khoshhal misham biai

Amirhosein

یک بغل دشت شقایق یک آسمون ستاره یک کوله بار محبت تقدیمت باد... ********************** سلام عزیزم بدو بیا وبم تولد دعوتی سریع بیا جشن بگیریم دور هم.[لبخند][گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب]

Amirhosein

یه هفته گریه کرد و خودشو به در و دیوار کوبید تا براش یه عروسک بخرن و نهایتا به مقصودش رسید، بعد چند روز اون عروسک گوشه اتاق افتاده بود انگار نه انگار یه هفته براش گریه کرده بود... دخترا وقتی عاشق میشن چقدر شبیه بچه هان...! [گل]

Amirhosein

مُهِمتَرینـ حَرفـــ هایِـ زِندِگیــ مانـ را نَگُفتیــــــــــــمـ...! تایپــ کَردیـــــمـ...! [گل]

Amirhosein

خیابان چقدر سبز شده است از روزی که مرا کاشت و با دیگری رفت …[گل]